شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
16
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
خوبى اين حقيقت را درك كرده بود و براى خنثى كردن آن يك ژست كاملا « دموكراسىمآبانه » به خود گرفت و بلافاصله شورايى به نام « شوراى خلافتى » تشكيل داد و همانند بسيارى از جباران و ديكتاتورهاى جهان كه « از يك سو همانند جلادى خونخوار كارد بر حلقوم دموكراسى ضعيف و ناتوان عصر ما نهاده و در تلاش براى جدا كردن آخرين رگهاى حياتى وى هستند و از سوى ديگر با همان حال نعره از جگر بر مىآورند كه « زنده باد دموكراسى و آزادى ! » عمر هم از يك سوى خليفه را خود تعيين نمىكند و صريحا روى شخصى انگشت مىگذارد ، بلكه تعيين اين امر را بر عهدهء معجونى به نام « شورا » ! مىنهد تا در زير ماسك اين نام زيبا و فريبنده نه تنها مردم عصر خويش ، بلكه حتى بسيارى از انسانهاى نكته سنج عصرهاى آينده را هم از دقت و بررسى در ماهيت آن شورا بازدارد . از سوى ديگر ، تركيب شورا را طورى قرار مىدهد كه مطالعه در آن براى هيچ فرد بيدار ترديد باقى نمىگذارد كه بالاخره منتخب شورا همان عثمان خواهد بود . اين واقعيت را امير المؤمنين عليه السّلام از پيش آشكارا بر زبان رانده بود ؛ در آن هنگام كه عموى خويش را ديدار كردند ، صريحا به وى فرمودند : « خلافت از خاندان ما دور شد ، زيرا در اين شورا عثمان در كنار من قرار گرفت » . « 1 » از همه حيرتانگيزتر اين كه نام « شورا » تا آنجا توانست ماهيت آن و معنويات شخص عمر را در زير پرده نگاه دارد كه پس از گذشتن قرنها حتى امروز هم جمعى از روشنفكران و تيزبينان شيعه را كه متأسفانه سخت شيفتهء دموكراسى نيمبند غرب گرديدهاند ، فريفته و يا حد اقل آنان را به « تغافل » وامىدارد تا آن حد كه تشكيل چنين شورايى را نشانهاى بارز از آزادى و دموكراسى ! اسلام در عهد عمر شمرده ، از اين نظر سخت بر آن تكيه كنند ! شورايى كه عمر ضمن سخنانى كه با هر يك از اعضاى آن داشت ، به عثمان روى كرد و گفت : « عثمان ، گويا به تو مىنگرم كه بر مسند خلافت تكيه مىزنى و در آن روز عشيرهات بنى اميه و بنى ابى معيط را بر گردهء مسلمين سوار مىكنى و بيت المال را در اختيار آنان قرار مىدهى . » « 2 » آرى ، اين واقعيت را عمر خود بيش از همه مىدانست كه محصول آن شورا جز عثمان نخواهد بود ، ولى جاى شگفت است كه با اين حال چگونه او فردى مانند ابن عفّان را براى
--> ( 1 ) - محمد بن محمد بن عبد الواحد الشيبانى : الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 461 . ( 2 ) - ابن ابى الحديد : شرح نهج البلاغه ، دار احياء الكتب العربيه ، 1358 ه ق - 1945 م ، ج 1 ، ص 186 .